پرش به محتوا

مهسا امینی

از نام ها
نسخهٔ تاریخ ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۴۱ توسط Maryam (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «== اطلاعات شخصی == {| class="wikitable" |+ !عنوان !اطلاعات |- |نام و نام خانوادگی |مهسا امینی |- |نام های دیگر |ژینا |- |تاریخ تولد |17 مهر 1379 |- |محل تولد |سقز، استان کردستان |- |تاریخ مرگ |25 شهریور 1401 |- |محل مرگ |تهران، بیمارستان کسری |} مهسا امینی که با نام ژینا نیز شن...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

اطلاعات شخصی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]
عنوان اطلاعات
نام و نام خانوادگی مهسا امینی
نام های دیگر ژینا
تاریخ تولد 17 مهر 1379
محل تولد سقز، استان کردستان
تاریخ مرگ 25 شهریور 1401
محل مرگ تهران، بیمارستان کسری

مهسا امینی که با نام ژینا نیز شناخته میشود. شهروند ایرانی از جامعه کرد بود که در شهریور 1401، پس از بازداشت توسط گشت ارشاد، در بیمارستان جان باخت.

زندگی و سرگذشت

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مهسا امینی، که خانواده و نزدیکانش او را «ژینا» صدا می‌زدند، در ۱۷ مهر ۱۳۷۹ در سقز، در خانواده‌ای کُرد به دنیا آمد. به گفتهٔ مادرش، به دلیل محدودیت‌های موجود برای ثبت نام‌های کُردی و نگرانی خانواده از ایجاد مشکل در مدرسه و دانشگاه، نام «مهسا» در شناسنامهٔ او ثبت شد و نام «ژینا» در میان خانواده و نزدیکانش مورد استفاده قرار می‌گرفت. «ژینا» نامی کُردی و به معنای «زندگی تازه» است.

او یک برادر کوچک‌تر به نام اشکان داشت که چهار سال از او کوچک‌تر بود. بر اساس روایت خانواده، رابطهٔ نزدیکی میان این دو وجود داشت.

کودکی و تحصیلات

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ژینا دوران ابتدایی خود را در دبستان رسالت، در نزدیکی محل زندگی خانواده‌اش در سقز، گذراند. در دوران دبیرستان، رشتهٔ علوم تجربی را انتخاب کرد و به تحصیل در زمینه‌های پزشکی و داروسازی علاقه داشت. او دورهٔ تکنسین داروخانه را نیز گذرانده بود.

در سال ۱۴۰۱ در رشتهٔ میکروبیولوژی دانشگاه ارومیه پذیرفته شد و قصد داشت برای ادامهٔ تحصیل به ارومیه نقل مکان کند. به گفتهٔ مادرش، علاقهٔ او به پزشکی و علوم مرتبط با آن جدی بود و پیش از آغاز تحصیل، وسایل مورد نیاز پزشکی را تهیه کرده بود. مادرش همچنین گفته است که ژینا هدف خود را خدمت به انسان‌ها می‌دانست.

علایق و فعالیت ها

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بر اساس روایت مادر ژینا، او دوستان زیادی نداشت و رابطهٔ بسیار نزدیکی با مادرش داشت. مادرش خود را یکی از نزدیک‌ترین افراد به او معرفی کرده و گفته است که بخش زیادی از وقت خود را با دخترش می‌گذراندند.

اعضای خانواده و نزدیکان او نیز در روایت‌های منتشرشده، ژینا را فردی آرام، کم‌حاشیه و خوش‌رو توصیف کرده‌اند. پدرش او را فردی آرام و سربه‌زیر توصیف کرده است. یکی از دخترخاله‌های نزدیک او نیز گفته بود که والدین ژینا با او با آرامش رفتار می‌کردند و او در میان اعضای خانواده محبوب بود.

سفر به تهران

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در شهریور ۱۴۰۱، ژینا همراه خانواده به شمال ایران سفر کرد و سپس به تهران رفت. بنا بر گزارش‌های منتشرشده، او در تهران قصد داشت به دیدار خاله‌اش برود. در مسیر رفتن به خانهٔ خاله، در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ توسط مأموران گشت ارشاد بازداشت شد.

اطلاعات منتشر شده و رسمی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دربارهٔ وضعیت جسمی او، نحوهٔ انتقالش به بیمارستان و علت مرگ او گزارش‌ها و اظهارات متفاوتی منتشر شد. این اظهارات از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی ایران، خانوادهٔ امینی، شاهدان، رسانه‌ها و سازمان‌های حقوق بشری ارائه شدند و در بسیاری موارد با یکدیگر اختلاف فاحش داشتند.

بازداشت و انتقال به بازداشتگاه

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بر اساس گزارشی که عفو بین‌الملل منتشر کرده است، شاهدان گفته‌اند که مأموران او را به داخل خودروی پلیس هل داده و در جریان انتقال به بازداشتگاه وزرا او را مورد ضرب‌وشتم قرار داده‌اند.

برادرش گفته او هنگام بازداشت به مأموران گشت ارشاد گفت «ما غریبیم در این شهر». به برادرش او گفته شد که مهسا برای گذراندن «کلاس توجیهی» به بازداشتگاه منتقل شده و تا یک ساعت دیگر آزاد خواهد شد.

دایی او گفته «برادر مهسا آنجا بوده و وقتی خواسته مقاومت کند و اجازه ندهد مهسا را بازداشت کنند، گاز اشک‌آور زده و [او و تجمع‌کنندگان را] پراکنده کرده‌اند.»

شاهدان عینی گزارش کردند که مهسا در ماشین گشت ارشاد و بازداشتگاه مورد ضرب و جرح قرار گرفته.

بستری شدن و مرگ

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پیکر مهسا امینی دو ساعت پس از انتقال وی به بازداشتگاه وزرا در تهران، با آمبولانس به بیمارستان کسری رسید.

در روزهای نخست پس از بستری‌شدن او، دربارهٔ علت بیهوشی و وضعیت جسمی‌اش گزارش‌های متفاوتی منتشر شد. خانوادهٔ او و برخی شاهدان، احتمال واردشدن ضربه به سر و بدرفتاری در زمان بازداشت را مطرح کردند. در حالی که رسانه های جمهوری اسلامی هرگونه ضرب‌وشتم را رد کردند و علت وضعیت جسمی او را به بیماری یا عارضهٔ جسمی نسبت دادند.

نیروی انتظامی اطلاعیه‌ای منتشر کرد که اطلاع از «بروز ناگهانی عارضه قلبی» در حین برگزاری کلاس‌های ارشادی در پلیس امنیت اخلاقی خبر داد و هیچ اشاره ای به درگیری فیزیکی یا ضرب و جرح نداشت.